امروز بعد از چند هفته اومدم به اینجا یه سری زدم و وقتی نظرات رو میخوندم تصمیم گرفتم مطلبی هم ارسال کنم.
سکوت من در این چند هفته دلایل مختلفی داشته و داره که شاید اشاره ای به تمام اونها در این مطلب نداشته باشم.
اما به گفته بعضی از دوستان یکی از دلایل من برای سکوت اعتراض داشتن من بوده به نتایج انتخابات و ضرب المثلی رو میگن به این شکل که: جواب ابلهان خاموشیست!
در این گیر و دار بعضی دیگه از دوستان اعتقاد دارن سکوت من به خاطر خوشحال بودن من بوده از نتایج انتخابات! و اونها هم ضرب المثلی رو پیش کش کردند برای من که میگه: سکوت علامت رضاست!
حالا من موندم این وسط تکلیفم چیه با وجود این دو ضرب المثل؟!
جدای از شوخی باید بگم شاید سکوت من هیچ کدوم از این دلایل نداشت شایدم داشته ولی هدف من این دلایل نبوده.
واضح تر بگم؛
من سکوت نکردم برای اینکه به نتایج اعلام شده اعتراض داشتم، سکوت نکردم برای اینکه به تقلب اعتقاد داشتم و هزاران دلیل دیگه که شاید بشه برای سکوت آورد.
من سکوت کردم بخاطر اینکه حوصله نداشتم اینجا بیام، سکوت کردم چون دیگه اینجا کاری نداشتم که برام جذابیت داشته باشه، از شریعتی ننوشتم چون حوصله نوشتن نداشتم، از شکست واقعی یا دروغین در انتخابات چیزی نگفتم چون حتی فکر کردن به این موضوع ناراحتم میکرد و ...
شاید دلایل سکوتم برای دیگران مسخره به نظر بیاد اما برای من اینطوری نبوده. من مثل کسی بودم که کارهای عقب افتاده ای مثل تحصیل، کار، زندگی و ... رو همزمان داره اما وقتی تو یک دریایی در حال شنا باشه و ناگهان در خطر رفتن زیر آب و مرگ قرار بگیره در اون موقع به هیچ کدوم از مشکلات قبلی فکر هم نمیکنه.
منم از نظر روحی در شرایطی بودم که واقعا چیزهایی که بخاطرش اینجا میومدم رو بی اهمیت میدونستم و اصلا بهشون فکر هم نمیکردم.
ادامه مطلب
طبقه بندی: عمومی،
تبلیغات 






